ماه دیگه همین موقع دقیقا یک سال میشه که رفتی

هنوزم حساب نبودن هات رو دارم اما دیگه عادت کردم به منتظر نبودن

فقط گاهی نگران میشم و غمگین

تو هجوم غصه هام یهو یادم میاد غصه بزرگتری هم دارم که بی خبر از من یه گوشه از این کشور داره زندگیشو میکنه

همون لحظه با خودم میگم ((عیبی نداره منو فراموش کرده،عیبی نداره دیگه نیست ،عیبی نداره دیگه نمیتونم باهاش حرف بزنم، خدایا فقط حالش خوب باشه ))

همین الانم انقدر دلم تنگت شده که اشک از گوشه چشمم راهشو باز کرده و داره میریزه رو بالشم

خدایا خودت مراقبش باش

/ 0 نظر / 22 بازدید